8 ـ عدالت اجتماعي رمز بقا انقلاب اسلامي اين معنا امروز ديگر عملي نيست , كه يك دسته اي آن بالاها باشند و همه آن چيزهايي را كه بخواهند , به طور اعلي تحقق پيدا بكند , پارك ها و اتومبيل ها و بساط , يك دسته هم اين زاغه نشين ها باشند , كه اطراف تهران اند ومي بينند آنها را. اين نمي شود , اين نه منطق اسلامي دارد , نه منطق انصافي دارد , نه صحيح است !و اگر خداي نخواسته اينها صداي شان درآيد , ديگر قابل خاموشي نيست , شماها بايد يك فكري بكنيد , ... اين « تفاوت طبقاتي » به اينطور نباشد , يك تعديلي بشود , اسلام تعديل مي خواهد. نه جلو سرمايه را ميگيرد و نه مي گذارد , سرمايه آنطور بشود; كه يكي صدها ميليارد دلار داشته باشد و براي سگش هم اتومبيل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلك . و اين يك , شب كه برود , پيش بچه هايش نان نداشته باشد , نمي شود; اين عملي نيست . نه اسلام با اين موافق است , نه هيچ انساني با اين موافق است . (22 )
9 ـ عدالت اجتماعي اصلي ترين ويژگي جمهوري اسلامي و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين . (23 ) ... (و خواستيم بر مستضعفان روي زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان گردانيم , و ايشان را وارثان گردانيم ) , ... با « جمهوري اسلامي » , « حكومت عدل الهي » را اعلام نموديد , حكومتي , كه در آن , جمع اقشار ملت با يك چشم ديده مي شوند و نور « عدل الهي » بر همه و همه به يك طور مي تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه كس به يكسان مي بارد. ... مبارك باد , شما را چنين حكومتي , ( « جمهوري اسلامي » ) كه در آن اختلاف نژاد و سايه و سفيد و ترك و فارس و كرد و بلوچ مطرح نيست . همه برادر و برابرند. فقط و فقط كرامت در پناه تقوا و برتري به اخلاق فاضله و اعمال صالحه هست . مبارك باد بر شما روزي كه در آن تمام اقشار ملت به حقوق حقه مي رسد. فرقي بين زن و مرد و اقليت هاي مذهبي و ديگران در اجراي عدالت نيست . (24 )
10 ـ عدالت اجتماعي اصلي ترين ملاك مديريتي در نظام اسلامي اسلام خدايش عادل است . پيغمبرش هم عادل است و معصوم , امامش هم عادل و معصوم است , قاضي اش هم معتبر است ; كه عادل باشد. فقيه اش هم معتبر است , كه عادل باشد. شاهد طلاقش هم معتبر است , كه عادل باشد , امام جماعت ش هم معتبر است , كه عادل باشد. امام جمعه اش هم بايد عادل باشد. از ذات مقدس كبريا گرفته تا آن آخر زمامدار بايد عادل باشد , ولات شان هم بايد عادل باشند , ... اينها (حكام طاغوتي ) از اين طرف آدم كشي مي كنند , از آن طرف (شعار) « عدالت اجتماعي » (سر مي دهند) . (24 )
11 ـ عدالت اجتماعي خط تمايز بين اسلام ناب و اسلام آمريكايي اسلام ناب محمدي (ص ) اسلام ائمه ي هدي ـ عليهم السلام ـ اسلام فقرا دردمند , اسلام پابرهنگان , اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميتها باشد , ... اسلام كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل , اسلام التقاط , اسلام سازش و فرومايگي , اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام امريكايي باشد . (26 )
12 ـ بي عدالتي مشخصه ي اصلي سلاطين و پادشاهان جور « همه ي سلاطين بي استثنا ـ تقريبا بي استثنا مردم خون خواري بودند , حتي آنهايي كه به عدالت معروف اند , كساني كه اهل تاريخ هستند , مي دانند , كه همان « انوشيروان عادل » چه آدمي بوده است و چه آدم ظالمي بوده است . تا رسيد نوبت به زمان ديكتاتوري رضاخان , و بعد از او هم , بدتر از او , اين پسر (محمد رضاشاه اسلام ستيز) كه حقيقتا خلف صادق او بود! اينها از مغول به ما بدتر كردند . (27 ) ولادت ها مختلف است , يك تولدي است , كه مبدا همه ي خيرات است , مبدا همه ي بركات است , مبدا كوبيدن ظالم است , مبدا خاموش شدن آن بت كده ها و آتش كده هاست , مثل ولادت رسول اكرم (ص ). ... « انوشيروان عادل » ... يك مرد ظالم سفاكي بوده است , منتها شايد پيش سلاطين ديگر وقتي گذاشتند , به او گفتند : عادل !... و بعضي از تولدها مبدا عكس اين مطالب است , مثل تولد چهارم آبان , سالروز تولد شاه اسلام ستيز محمد رضا پهلوي ). البته من از رسول اكرم (ص ) عذر مي خواهم , كه ذكر تولد ايشان را ميكنم و ذكر تولد اين شقي را , لكن مقابله ي نور و ظلمت است , مقابله ي انسان و لاانسان است . (28 ) ملتي در طول تاريخ زير سلطه سلاطين جور بوده اند , در طول تاريخ 2500 سال زير سلطه سلاطيني بوده است , كه همه اش جور بوده است , حتي آن عادل هاي شان خبيث بودند , حتي آن « انوشيروان » ! عادلش هم از خبيث ها بوده است , حتي آن « شاه عباس جنت مكانش » ! هم از اشخاص ناباب بوده است , پسر خود را كور كرده است , در طول تاريخ اين ملت زير سلطه و چكمه اين سلاطين خبيث بوده , (29 ) ... « جنت مكان » ! همين جنت مكانشان مردم خبيثي بودند. همان « شاه عباس جنت مكان » ! است , كه پسر خودش را كور كرد! براي خاطر مملكت , براي خاطر جاه طلبي . همان « انوشيروان عادل » است , كه از بدترين ظلمه بوده است , و كارهاي ظالمانه اش را تاريخ ثبت كرده است . خدا ميداند , كه ايران از اين پادشاه ها چه بر او گذشته . (30 ) عدالت اجتماعي مذموم در نگاه امام خميني حالا هم يك دسته پيدا شده اند , كه اصل تمام احكام اسلام را ميگويند : براي اين است , كه يك « عدالت اجتماعي » پيدا بشود , طبقات از بين برود. اصلا اسلام ديگر چيزي ندارد; توحيدش هم عبارت از توحيد اين است ; كه ملت ها در زندگي توحيد داشته , واحد باشند , واحد باشند. عدالتش هم عبارت از اين است , كه ملت ها همه به طور عدالت و به طور تساوي با هم زندگي بكنند , يعني , زندگي حيواني علي السوا با هم زندگي بكنند , ... عرض مي كنم , به هم كار نداشته باشند , همه از يك آخوري بخورند . (31 ) « جامعه ي توحيدي » معنايش اين است , كه تفاوت ما بين افراد نباشد. شما در غير حيواناتي كه , ـ آن هم حيواناتي كه تمدن ندارندـ در غير حيوانات , در كجاي عالم پيدا مي كنيد , كه تفاوت نباشد , يعني همه ي ما يا مهندس باشيم يا هيچ درس نخوانيم . همه ي كشور ما يا همه شان بايد مهندس باشند. خوب , همه مهندس , ما كشاورزي نمي خواهيم ! همه كشاورز , ما كارگر نميخواهيم . همه كارگر , ما كارفرما نمي خواهيم , اصلا قبل ذكر است , اين . (32 ) « جامعه توحيدي » به آنطوري كه مي گويند , يعني جامعه ي هرج و مرج !... اساس نظام در عالم , نه فقط در اينجا , در عالم از اولي كه پيدا شده , اساس بر اين بوده است , كه مراتب باشد فرق ما بين « دولت اسلامي » و (دولت ) « غير اسلامي » اين است , كه ظلم نشود , از بالا به پايين . نه فرمان داده نشود , اطاعت بايد بشود , ظلم نبايد بشود. ... « جامعه توحيدي » ! يعني الاغ ها همه يك جورند! گاوها هم يك جورند , فرمانبر و فرمانبردار ندارند; يك همچو جامعه اي را آقايان مي خواهند!... اگر يك وقتي بشر وحشي بوده , آنجا يك « جامعه ي توحيدي » ـ هر كسي براي خودش مي رفته علفي مي چيده و مي خورده ـ اما آن روزي كه تمدن در بشر آمده است , لازمه تمدن , اين است ; كه درجات باشد. لازمه ي تمدن اين است ; كه يكي دكتر باشد , يكي فرض كنيد , كه مهندس باشد . (33 ) آواي ملكوتي در شوق ديدار حكومت عدالت گستر قائم آل محمد(عج ) الف ـ فلسفه ي غيبت قائم آل محمد(عليه السلام ) قضيه ي غيبت حضرت صاحب (عليه السلام ) قضيه ي مهمي است ; كه به ما مسائلي مي فهماند. من جمله اينكه براي يك همچو كار بزرگي كه در تمام دنيا عدالت به معناي واقعي اجرا بشود , در تمام بشر نبوده , كسي الا مهدي موعود ـ سلام الله عليه ـ كه خداي تبارك و تعالي او را ذخيره كرده است , براي بشر. هر يك از انبيا كه آمدند , براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود , كه اجراي عدالت را در همه ي عالم بكنند , لكن موفق نشدند. ... اين ايجاد عدالت است ; در انسان , اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد , از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد; اين عدالت در او تحقق پيدا كرده است . اگر در عقائد يك انحرافاتي و كجي هايي باشد , برگرداندن آن عقايد كج به يك عقيده صحيح و صراط مستقيم , اين ايجاد عدالت است , در عقل انسان . در زمان ظهور مهدي موعود ـ سلام الله عليه ـ كه خداوند ذخيره كرده است , او را. از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين , اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود(عليه السلام ) بوده است ; كه تمام عالم را , عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد. و آن چيزي كه انبيا موفق نشدند , به آن . ... كسي بعد از انبيا و اولياي بزرگ , پدران حضرت موعود , كسي نبوده است , كه بعد از اين , اگر مهدي موعود(عليه السلام ) هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق مي رفتند , ديگر در بشر كسي نبوده است ; كه اين اجرا عدالت را بكند , نمي توانسته و اين يك موجودي است , كه ذخيره شده است ; براي يك همچو مطلبي . (34 ) ب ـ عدالت گستري در همه ي ابعاد حيات طيبه ي انساني ما كه از امام مهدي (عليه السلام ) كه قوه ي اجرائيه ي اسلام است , صحبت مي كنيم و مي گوييم ; كه « عدل » در زمان او فراگير خواهد شد و از طرق خود آنها (بعضي از علما و اشخاص صاحب فتوا كه در راس روحانيت بعضي از ممالك اسلامي هستند) هم , همين معنا هست ; « يملا الارض قسطا و عدلابعد ما ملات ظلما و جورا » . (35 ) (زمين را پر از عدل و داد مي كند , پس از اينكه از جور و ستم پر شده باشد). ما كه راجع به آن مي گوييم و مي گوييم كه انبيا موفق نشده اند , اجرا كنند مقاصد خودشان را. و خداوند در آخر زمان كسي را مي آورد , كه اجرا كند , مسائل انبيا را. اين بيچاره ها براي خدمت به اجانب يا نفهميده , تاويل مي كنند , كه فلان گفته است : كه حضرت مهدي (عليه السلام ) تتميم مي كند , شريعت را. اين بسيار ناگوار است , براي ما; ما حضرت مهدي (عليه السلام ) را يكي از افرادي مي دانيم , كه تابع اسلام است , لكن تابعي است ; كه نور چشم پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم ) است و اجرا مي كند , آن مطالبي را كه حضرت رسول اكرم (ص ) فرموده است . (36 ) ابزارها و راهكارهاي عملي تحقق عدالت اجتماعي از منظر امام (قدس سره ) از ديدگاه امام خميني (قدس سره ) ابزارها و راهكارهاي مختلفي براي تحقق « عدالت اجتماعي » وجود دارد ,
در اين بخش مواردي را يادآور مي شويم . 1 ـ وجود حاكماني مومن به عدالت خواهي اسلامي در « قيام اصلاحي » امام خميني (عليه السلام ) فقط وجود رهبري عالم و عادل و قوانين اسلامي براي دست يابي به « عدالت اجتماعي » كافي نمي باشد; بلكه با وجود چنين نظامي , كه داراي كمال جهت گيري هاي اساسي براي دست يابي به آرمان عدالت خواهي است . وجود مديراني متخصص و مومن به آرمان هاي انقلاب اسلامي , از جمله ايمان به رفتار مديريتي عدالت خواهانه , يكي ديگر از لوازم رسيدن به جامعه ي مترقي و عادلانه مي باشد. حكومتي مي تواند , ادعا بكند , كه « حقوق بشر » را حفظ مي كند; كه دولتش مبتني بر يك عقايد الهي ـ ديني باشد; تا خودش را مسئول پيش يك قدرت بزرگ بداند , ... آني كه انسان رابه راه مي آورد و راهش را معين مي كند , آن « ديانت » است , ... آن اعتقاد به يك مبدا و معاد است , ... تا يك نقطه ي معنوي نباشد , بشر « اصلاح » شدني نيست . اصلاح بشر , حفظ « حقوق بشر » نمي شود; الا اينكه نقطه ي اتكايش , يك مبدا معنوي باشد . (37 ) به همه ي مسئولان كشورمان تذكر مي دهم ; كه در تقدم ملاكها , هيچ ارزش و ملاكي مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نيست . و همين تقدم « ارزشي » و « الهي » بايد معيار انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدي مسووليت ها و اداره كشور و بالاخره جايگزين همه ي « سنت ها » و امتيازات غلط مادي و نفساني بشود , ... مصلحت پا برهنه ها و گودنشين ها و مستضعفين , بر مصلحت قاعدين در منازل و مناسك و « متمكنين » و مرفهين گريزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند . (38 ) در حكومت اسلامي بهاي بيشتر و فزون تر از آن كسي است ; كه تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ي مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظف اند; كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند; تا متمكنين و مرفهين , و در كنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن , افتخار بزرگي است , كه نصيب اوليا شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه مي دهد . (39 ) 2 ـ ساده زيستي و روحيه ي مردم گرايي مديران اداره ي امور مملكتي حكومت اسلام و شخص اول , كه خليفه است , بر مسلمين و به منزله ي سلطان است , نسبت به مسلمين . زندگي عادي اش از افراد طبقه ي سه پايين تر , و با مردم , با همين طبقه ي فقرا , هم درجه در زندگي هستند , ... حكومت اسلام مثل حكومت هاي ديگر از قبيل سلاطين , يا روساي جمهوري نيست . حاكم اسلام , حاكمي است ; كه در بين مردم , در همان مسجد كوچك مدينه مي آمد , جلوس مي كرد , ... و آنهايي كه مقدرات مملكت دست شان بود , مثل ساير طبقات مردم در مسجد اجتماع مي كردند , و طوري بود; اجتماع شان , كه , كسي كه از خارج مي آمد , نمي فهميد; كه كي رئيس مملكت است و كي صاحب منصب است . و كي از فقراست . لباس همان لباس فقرا و « عشرت » همان « عشرت » فقرايي . و در اجراي عدالت طوري بود; كه اگر چنانچه يك نفر از پائين ترين افراد ملت , بر شخص اول مملكت , بر سلطان , بر رعيت , ادعايي داشت و پيش قاضي مي رفت , قاضي شخص اول مملكت را احضار مي كرد و او هم حاضر مي شد; و اگر چنانچه حكم بر خلاف او مي كرد , حاكم تسليم بود . (40 ) « فرق ما بين رژيم طاغوتي و رژيم اسلامي اين است ; كه در رژيم طاغوتي مردم و دولت (از هم جدا) بودند , ... اما در رژيم اسلامي , دولت و ملت از هم جدا نيستند , باهم اند و دوست و برادرند » . (41 )
پاورقي : 22 ـ همان , ج 8 , ص 470 23 ـ قصص , 5 24 ـ همان , ج 6 , صص 454 ـ 452 25 ـ همان , ج 3 , صص 305 ـ304 26 ـ همان , ج 21 , ص 145 27 ـ همان , ج 6 , ص 173 28 ـ همان , ج 4 , صص 162 ـ161 29 ـ همان , ص 239 30 ـ همان , صص 404 ـ402 31 ـ همان , ج 3 , ص 222 32 ـ همان , ج 11 , ص 417 33 ـ همان , صص 470 ـ469 34 ـ همان , ج 12 , صص 481 ـ480 35 ـ راهنماي انسانيت ; فهرست موضوعي نهج الفصاحه , تنظيم كننده : مصطفي فريد تنكابني , تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي , 1374 , ص .449 36 ـ صحيفه ي امام , پيشين , ج 13 , ص 97 37 ـ همان , ج 4 , صص 404 ـ402 38 ـ همان , ج 20 , ص 333 39 ـ همان , صص 341 ـ339 40 ـ همان , ج 4 , صص 418 ـ417 41 ـ همان , ج 9 , ص 221 امام خميني : به همه ي مسئولان كشورمان تذكر مي دهم ; كه در تقدم ملاكها , هيچ ارزش و ملاكي مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نيست . و همين تقدم « ارزشي » و « الهي » بايد معيار انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدي مسووليت ها و اداره ي كشور و بالاخره جايگزين همه ي « سنت ها » و امتيازات غلط مادي و نفساني بشود , ... مصلحت پابرهنه ها و گودنشين ها و مستضعفين , بر مصلحت قاعدين در منازل و مناسك و « متمكنين » و مرفهين گريزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند امام خميني : در حكومت اسلامي بهاي بيشتر و فزون تر از آن كسي است ; كه تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ي مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظف اند; كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند; تا متمكنين و مرفهين , و در كنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار د ادن , افتخار بزرگي است , كه نصيب اوليا شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه مي دهد